Menu Content/Inhalt
صفحه اصلی arrow لیست کامل arrow شماره32مورخ 30/06/1387
شماره32مورخ 30/06/1387 نسخه PDF چاپ ارسال به دوست

 سرمــــقاله?

    

 تجلیل از شخصیت های فرهنگی و گرامیداشت ازیاد و خاطرات ماندگارشعرا نویسنده گان از یک جهت میتواند مردم را ازمیراث علمی و فرهنگی گذشتگان آگاه سازد و از جهت دیگر به مثابه پل ارتباط بین گذشتگان و نسل جدید نقش مهم و اسا سی خویش را ایفا میکند .در عکس آن این میراث فرهنگی به باد فرا موشی سپرده میشود.حامد فاریابی از جمله بزرگترین شعرای معاصر کشورمابوده که عمر عزیز خویش  را درسرایش انواع شعر و  آفرنیش آثارادبی صرف کرده و در لابلا ی آن ، تاریخ ،دردها وآلام ملت رنج دیده خویش را انعکاس داده است .وي به گفته سعدي شيرازي مر دكاملي بود  .

 كاملا نـــند در لباس حــقير

 

 

همچو لؤلؤ كه در صدف باشد

 

 

اي كه در بند آب حـيواني 

كــوزه بـــگذار تا خذف باشد  

با دریغ و دردآثار ادبی آن که اززمان وفات آن مرحوم بیش از 14 سال میگذرد تاکنون به جز ازیک دو مجــــموعه شعری مــنتخب آن هیچ اقدامی به چاپ آن نشده است .           

پيام انجمن فرهنگي آيدين افغانستان به مـناسبت 75ميـن سالگرد تولدشادروان استاد عبدالمؤمن «حامد» فاريابي     

جاي بسي­خرسنديست­كه امروزاز 75 مين­سالگرد تولد شخصيت ادبي و سيماي براززندة ادبيات كشور ما، استاد عبد المؤمن حامد فاريابي تجليل و گراميداشت به عمل مي آيد .بدون شك حامد فاريابي در زمرة شخصيت هاي بزرگ ادبي كشور و ستارة هاي درخشاني است كه جا و مقام ويژة خويش را در آسمان ادبيات احراز كرده است . گراميداشت­از­ياد­و­خاطرات­بزرگمردي چون حامد فاريابي تنها وظيفة­يكي دو نهاد تحصيلي و تعليمي در ولايت فارياب نبوده بلكه بايستي در كشور عزيز ما افغانستان  به عنوان بزرگترين شاعر نويسنده و محقق به صورت وسيع و همه جانبه گراميداشت به عمل آيد .انجمن فرهنگي آيدين افغانستان بمثابة يك نهاد فرهنگي غير وابسته، ضمن قدرداني از اين ابتكار رياست محترم تربية معلم فارياب ،حمايت و پشتيباني خويش را از تدوير همچو سمينار هاي علمي و فرهنگي اعلام نموده . از تدوير همچو محافل از ياد و خاطرات شخصيت هاي علمي و فرهنگي در سطح وسيع آن حمايت و پشتيباني مينمايد.                

دكتور محمد عارف «صدري»

رئيس انجمن فرهنگي آيدين افغانستان    

 

   روز پنجشنبه 31 اسد سال روان طي تدوير سمينار يك روزه با اشتراك محترم عبدالحق«شفق» والي ولايت فارياب ،شخصيت هاي علمي فرهنگي، علما، قلم بدستان ،شعرا ،نويسنده گان ،استادان اعضاي فاميل ، فرزندان ،محصلين مؤسسات تحصيلات عالي در سالون كمسيون مستقل حـــقوق بشر فارياب از 75 مين سالگرد تولد شادروان استاد عبدالمؤمن «حامد» فاريابي تجليل و گراميداشت به عمل آمد .اين سمينار علمي كه به ساعت 10 قبل از ظهر آغاز­گرديده بود با توضيح و تشريح ابعادمختلف زنده گي وتحـــليل و بررسي آثار ، آفريده هاي علمي ادبي و اشعار آن شـخصيت علمي  توسط تعدادي از نويسنده گان،شـــعرا ،قلم بدستان و فرزندان و صدور قطعنامه و دعائيه بر روان مرحوم حــــامد فاريابي حوالي ساعت 4 عصر اختتام پذيرفت .در خــتم محقل اشتراك كننده گان در مراسم اكليل گل بر مزار آن شادروان نيز اشتراك ورزيدند.    

عبدالمؤمن حامد فاريابي فرزند مير غلام دستگير در سال 1312 خورشيدي در تكلي خانة شهر ميمنه در يك خانوادة مأمور دولت ديده بجهان گشود . تعليمات ابتدائيه خود را از مدارس آغاز كردو شامل مكتب متوسطة شهر ميمنه شد. بعد از فراغت از آنجا ، از سال 1328 -1330 در ليسة عالي مسلكي زراعت در كابل درس خواند   از سال 1330 تا آخرين روز حيات 13 اسد 1373 در چوكات وزارت زراعت  در ولايات بغلان،كابل ،هرات،ننگرهار،بدخشان و فارياب وظيفه اجرا كرد. او افزون از اجراي كار هاي ديواني به سرودن شعر ، نظر به علاقة فطريي كه داشت نيز پرداخت و نزديك به 17000 بيت شعر خودرا به يادگار ماند . وي هشت مقاله و رساله نيز نوشت كه از سال 1325 بدين سو در نشرات كشور چاپ ميشد. تا كنون دو مجموعة كوچك بنام هاي «نور شناور» در سال 1374و « صور قلم»در سال 1380 به كوشش استاد رحيم ابراهيم چاپ و نشر شده است. 

تبسم کم خرچ ترین آرایش چـهره است .  

مقالة تحقيقي پوهنيار احمد الله عرب

به مـناسبت 75ميـن سالگرد تولدشادروان استاد عبدالمؤمن «حامد» فاريابي 

بسم الله الرحمن الرحيم 

(زشت يا زيبا ست« حامد» بر بشر تحويل شد)  

حضار نهايت گرامي ،دوستان عزيز ، انديشمندان و قلم بدستان معزز  اشتراك كننده در  سمينار  علمي  (75) مين سالروز تولد شاد روان استاد حامد فاريابي السلام عليكم و رحمت الله و بركاته !جاي بسي افتخار است كه امروزدر پاي صحبت دوستان عزيز خويش كه پيرامون ابعاد مختلف زنده گي شخصيت علمي ادبي كشور ما و يكي از سيما هاي برازنده شعرو ستارة درخشان آسمان ادبيات است ، مــــقالاتي تهيه نموده اند ، نشستيم. و بنده نيز تا حدودي چــــــشم ديد هاي خويش را تحت عنوان ( سيماي مردمي و احساس حـامد فاريابي) به رشتة تحرير در آوردم كه حـــــــضور شما به خوانش ميگيرم.          

سالهاي 1361 و 1362 كه هنوز دورة ليسه را ختم نكرده بودم ، احساس سرايش شعر و تـــــحريرمقالات و مضامين پايم را به سوي كتابخانة ظهير فاريابي  و صحبت انجمن اهل قلم و فرهنگيان اين ولاكشانيد . و سبب شد تا افتخار دستبوسي بزرگمرد ي چون حامد فاريابي را  كمايي نمايم . كه آن را سر آغاز صفحة نويني در زنده گي ادبي خويش ميدانم . و از آن روز تا  زمان رحلت آن بزرگوار  از دنياي فاني، خاطرات ماندگاري از آن در حافظه دارم. و هر زماني و در هر مجلسي اگر سخني از حامد فاريابي  بميان آيد  آن خاطرات را  دوباره در ذهن خويش تازه و زنده ميابم .با آنكه به گفتة حضرت  مولانا ، آدمي « نيمي آب و گل است و نيمي جان و دل ، نيمي از عرش عليُين است و نيمي از اسفل السافلين » ولي خداوند تبارك و تعالي  انسان را با همه قدرت و توانايي خويش از دو تركيب  نا متجانس وابسته به هم كه « جسم و روح » و يا « شكل و جان » ناميده ميشود ، آفريده است .  انساني نيمي فرشته است و نيمي سرشته از خاك ، كه اين دو قوة متضاد و سرشت و فطرت ذاتي وي را در عالم خاكي ميسازند . ندرتاً در سرشت برخي انسانهاي بزرگ و متفكر طوري اين دو قوة متضاد با هم توافق و هماهنگ ميشوند كه تمام شدايد و سختي هاي زنده گي و ناملايمات آن بر  ايشان بي اهميت جلوه ميكند ،بدون شك استاد حامد فاريابي از شمار همين انسانهاي استثنايي بود كه در سخت ترين شرايط ميتوانست با سختي ها كنار بيايد . بياد دارم كه هيچگونه عادت تظاهر و خود پرستي نداشت،با آشنايان صميمي و با بيگانگان دير آشنا و بي اعتنا بود . هميشه رُگ و پوست كنده صحبت ميكرد ، پيوسته سگرت  دود ميكرد ، وقتيكه مصروف صحبت ميشد بحدي در خويش غرق ميشد كه از يادش ميرفت سگرت ميكشد .و حرارت ته ماندة سگرت دستش را ميسوختاند و خاكستر آن به آخر ميرسيد ، وقتي متأثر ميبود ، چهره اش گرفته و سياه تر از حالت عادي ميشد و زمانيكه ميخنديد با تمام اعضا و جوارح مي خنديد ، اگر مبالغه نكنم او كسي بود كه شايد در تمام زنده گي اش بگفته مردم « مورچه هم از زير پايش آزار نديده باشد» از صفات برجستة وي بي  اعتنايي و بي تفاوتي در مقابل قدرتمندان و متمولين بود ، در عروسي و محافل مشابه به آن كه مربوط پولداران و توانمندان بود ، با وجود دعوت شدن كمتر حضور پيدا ميكرد  ولي وقتي در جايي فاتحه و مراسم عزا داري ميبود ، پيش از آنكه بگويند ، حضور ميافت. هيچوقت بخاطر ندارم كه وي را با لباسي نو و آراسته ديده باشم . وي طبيعتاً فقير مشرب و بي پيرايه بود . هميشه و در همه حال همان حالت طبيعي و يكرنگ خود را حفظ ميكرد ، گويا  در زنده گي خود پيمان بسته بود كه صاف ،ساده و بي تكلف بماند . وي هميشه از تكه هاي تيره رنگ لباس درست ميكرد و چپن اوزبيكي مي پوشيد . وي مقصد آشنا نبود ، در تمام عمرم به اندازة كم توقعي وي انساني نديده ام .حامد فاريابي مردي مهربان ، صميمي ، بادرد ، وطندوست و آبديده بود و به گفتة سعدي ( مرد كاملي بود در لباس حقير) ، از گفتن واقعيت ها نمي هراسيد،  و ضمن شعر وادبيات  در همة بخش ها معلومات آفاقي داشت كه اكثر در قالب اشعارش انعكاس يافته است .يكي از ويژگي هاي مرحوم حامد فاريابي تشويق و ترغيب و دستگيري معنوي آناني كه از وي تقاضاي كمك ، رهنمايي و معاونت معنوي مينودند ، بود . با تأسف اين ويژه گي را در اكثر قلم بدستان ، شاعران و نويسنده گان نمي بينم .بياد دارم كه براي نخستين بار غزلي  بر وزن و قافيه قصيده معروف قا آني كه با مطلع : ساقي بده رطل گران زان مي كه دهقان پرورداندوه برد غم بِشُكرد شادي دهد جان پرورد سروده بودم و آن را براي حامد صاحب نشان دادم كه از نظر من سروده ام واقعاً دست پا شكسته ، خام و ضعيف بود  ،و نميدانستم به اين وزن و قافيه قصيده اي نيز وجود دارد ،  غرض من اصلاح شعر توسط مرحوم استاد حامد فاريابي بود در آن وقت به دفتر كار مدير مسوول روزنامة فارياب نشسته بودوبا ديگر فرهنگيان با ظرافت ،شوخي هاي لفظي ميكرد ، تقديم داشتم ، استاد مرحوم در حاليكه يكايك ابيات را دقيقاً تا پايان غزل با صداي بلند ميخواند و معاني ابيات را به من و ديگران توضيح ميداد، تا حدآخر تشويقم كرد و ميگفت كه جايي به اصلاح آن نيست با وجود آن هم يك مصراع آن را قسماً تصحيح نموده و اجازه چاپ آن را نيز داد و غزل متذكره دريكي شماره هاي روزنامه فارياب نشر شد . و فرداي آن روز قصيدة معروف قاآني را با همان خط و قلم زيبايش كه بيش از 66 بيت بود ، تحرير و بدسترس من قرار داد . كه آن نوشته به عنوان يادگاري از آن بزرگمرد قلم و تفكر موجود بوده ونگهداري مينمايم.در  سال 1364  در محفل گراميداشت از مقام ادبي  آن مرحوم در دارالمعلين آنوقت (تحصيلات عالي فارياب ) كنوني كه خود حامد فاريابي نيز در قيد حيات بوده ، اشتراك نموده بودم . زماني كه دكتور عبد الله درمان اشعارش را  در آن محفل كمپوز نموده و خواند ، به چشمان اش اشك حلقه زد . و نميدانم چه احساسي به وي رخ داد و به چه تفكري غرق شد حامد فاريابي مردي كه احساس صلح خواهي ، مردم دوستي و آزادي خواهي هميشه و هميشه در نهادش زنده بود. و به گفتة خودش روح آن در محبس  تن رنج و مشقت زياد ديد

من همان مَردم كه اندر زنده گي روح من در محبس تن رنج ديد

طفلي ام نا شاد رفت و نامـــــراد دست از باغ مرادم گـــل نچيد

وضع ولباس خيلي فقيرانه داشت . عمر گرانبهاي خويش را باقناعت ،صبر و اميد به آينده فرزندان سرزمينش كه پروردگارش نصيبش نموده بود ، گذرانيد . عصر يكي از روز هاي خزان سال 1367 در حاليكه  همان كلاه پوست فرسوده  و چپن كهنه به تن   و با حالت تفكر عميق و غرق در خيالات و انديشه ها در حاليكه شيشة سبز رنگ تيل خاك  را كه براي سوختاندن در چراغهاي اريكين و لمپه از آن استفاده ميشد در دست داشت از سرك مكتب تجربوي عربخانه و حرم سراي ولايت به سمت شمال جاده قدم بر ميداشت . بعد ازاحوالپرسي بامن به بوتل دست داشته اش  اشاره نموده گفت : «پسرم ! روزي خواهد رسد كه نوشته هايم را در دود چراغ اريكين نه بلكه در روشنايي برق بنويسم ، و اين يكي از آرزو هايم است .» اگر چه  فقر و فاقه گي و دست اجل اين آرزو هايش را به يأس و نوميدي مبدل ساخت .ولي بدون شك روح آن بزرگوار مستحق پاداش بزرگ اخروي خواهد بود . اكنون كه احتفال 75 مين سالروز تولد آن فرزانه مرد كه در كمال عُسرت و تنگدستي دنيا را وداع كرد ، تجليل ميكنيم ، از درگاه خداوند جل عظمته براي روح بزرگ و پاكش فردوس برين تمنا نموده و يادش را گرامي ميداريم . مهرگان بي محل ديدي تو در اردبهشت   سوخت اسپندم به مجمر ،بر بخارم گريه كنپاكباز دين و دنيا در بساط هستيم     جزيه گر هم نيست يار اين قمارم گريه كنچارة تعويض هستي نيست جز جان باختنتا ابد حـــامد زحرمان روزگارم گريه كن . 

تشكر از توجه همه دوستان  

عرضه مبايل يكبار مصرف در بازار    

شركت بيگ در كشور فرانسه كه در توليد قلم ،لايتر و پل ريش هاي يكبار مصرف از شهرت خوبي برخوردار است  ، اينبار ارزان ترين مبايل هاي يكبار مصرف را توليد نموده است .مبايل هري يكبار مصرف  بيگ به قيمت 50 يورو معمولاً در ايستگاه ها ،روزنامه فروشي ها و سوپر ماركيت ها بفروش ميرسد .« والري بيسترا» نمايندة شركت بيگ فرانسه در اين مورد چنين ميگويد :« امروز مردم مبايل را بيشتر از قلم و ژل ريش  استفاده مينمايند . بناءً فكر ميكنيم توقع مردم  هم همين است ، با استفاده از توليد جديد شركت بيگ ، مردم به دفتر كدام قرار داد و انتظار مبايل شان را ندارند و از اين به بعد ميتوانند بعد از خريد ازآن استفاده كنند.»يكن از مشترياني كه نميتوانست انتظار فعال شدن مبايل اش را بكشد به علت قيمت ناچيز و سيستم خوب از اين توليد جديد استفاده نموده و گفت : 49 يورو در كشور فرانسه قيمت زيادي نيست ولي عالي تر اين كريدت رايگان اش است كه ميتوانيم 60 دقيقه صحبت كنيم و با درنظر داشت  قيمت كارت در فرانسه نازلترين قيمتي است كه شركت بيگ عرضه ميكند .» بعد از 60 دقيقه صحبت، هر مشتري ميتواند با خريد سيم كارت مصرفي ،مبايل يكبار مصرف خودرا فعال نگهدارد .     

معرفي يكي از گياه هاي طبيعي                  

زنجــــبیل :       

شناخت اين گياه قدامت تقريباً 4000 ساله دارد از آنجا که مردم علاقه به طعم تند و بوی معطر آن داشته اندو نوع خاصیت گرمای که زنجبیل دارد برای در مان درد معده موثر بوده است . کاشفان و جهانگردان  درسرتاسر نقاط گرمسیرآن را کشت داده اند ریشۀ این گیاه در درمان سرگیچه وتعریق و استفراق ناشی از بیماری های حرکتی یا دریا زده گی موثر واقع میشود این گیاه همچنین گلودرد سردردها تب و درد ناشی از انواع سرماخوردگی ها و انفلوانزاINFLUENZA را در مان میکندساقه های ریشه دار زنجبیل عبارت از دکمۀ بهم پیچیده ضخیم و قهوۀ روشن است که میتوان از بازار آن را در یافت کرد.از آنجا که زنجبیل نوع گیاه زیر زمینی است لذا ساقۀ ریشه دار این گیاه بخشی از ساقۀ اصلی است که درحسب انفاق در زیر زمین رشد و نمو مینماید .ریشۀ اصلی این گیاه از گره های موجود روی ساقه ها ریشه دار آن نمو میکندبالای سطح زمین ساقه های دوازده انچی دارای برگ های طولانی باریک کج و سبز با گل های سفید و سبز مایل به زرد قرار دارد برای بیماری های ناشی از سرما خوردگی ، تب ناشی از انفلانزا گلو درد گرفتگی های ناشی از قاعده گی یا سردرد دو قاشق غذا خوری از دم کردۀ زنجبیل یا چندین ورقه ساقۀ ریشه دار تازه آن را بخورید      برای درمان درد ورم مفاصل از آب سرۀ چای زنجبیل تازه روزانه بمیزان چهار گرام مصرف کنید یا روغن آن را و یا ریشۀ تازۀ آنرا  روی مفاصل درد ناک بمالید. همچنان ازمصرف زنجبیل در طول مدت بار داری باید اجتناب ورزید .برای رعایت اصول ایمینی و سلامتی هرگز نباید بیش ازمیزان معمولی آن مصرف گردد.    

زنجبیلی که به عنوان بخش معمولی از برنامۀ غذایی فرد مصرف میشودبیش از حد تلقی میشود.اگر از سنگ صفرا رنج میبرید از مصرف زنجبیل خود داری کنید.هرچند که مصرف زنجبیل معمولاً فاقدعوارض جانبی است اما مصرف بیش از حد معمولی آن میتوانند سبب گرما زده گی جدی گردد اگر دارو های تهیه شده از سیر یا دارویا دارد های شکر مصرف میکنید و میخواهید جهت پیشگیری از بیماری مسافرت سرگیچه مگرین گرفتگی های رحمی یا ورم مفاصل زنجبیل مصرف کنید ابتدا با داکتر خود مشورت کنیدهرچند هیچ مطالعۀ تداخل این گیاه دارویی را با سایر دارو ها نشان نداده است لیکن این خطر وجود دارد که زنجبیل اثرات برخی از این دارو ها را خنثی و یا تجدید کند  

مژده به متعلمين صنوف ششم،هفتم و هشتم و داوطلبان شمول در ليسه هاي بين المـللي افغان تـورك      

ادارة آموزشگاه عالي آيدين فارياب ، جهت ارتقاي معلومات و سطح سويه تعليمي شاگردان صنوف متذكره كتاب (رهنما براي آماده گي كانكور ليسه هاي افغان تورك) را مطالبه  نموده و براي شاگردان صنوف ششم ، هفتم و هشتم  به قيمت مناسب عرضه ميدارد  . علاقمندان بشتابند. 

عمر قديمي ترين اهرام مصر چقدر است ؟     

 در بارة قديمي ترين اهرام ثلاثه مصر برآورد هاي مختلفي به عمل آمده است . بنابر  يك برآورد( كه در بيشتر منابع ذكر شده ) بناي اولين هرم مربوط 3000 پيش از ميلاد مسيح(ع) دانسته شده است. ولي در بعضي از منابع ، تاريخ بناي آن را حدود 4700 سال پيش از تولد حضرت عيسي عليه السلام و حتي خيلي قديمي تر نيز ذكر كردند.

ارسالي محبوب الله «ذكي« از مكتب جرنيل غوث الدين 

انـــرژي چيست؟       

هرگاه چيزي بتواند كاري انجام دهد داراي انرژي است . پس انرژي استعداد انجام دادن كار است . مثلاً : آب در بالاي آبشار ، يك باطري پر شده ، يك فنر فشرده يا مقداري زغال و نظاير اينها داراي انرژي هستند زيرا هريك از اين ها ميتوانند كاري انجام دهند چنانچه فنر با رهاشدن ، زغال با سوزانيدن  قادر به انجام كار هستند .

ارسالي سيد محب الله از شيرين تگاب  

جالب و خواندني

كوچكترين حيوان پستاندار : كوچكترين حيوان پستاندار روي زمين (موش دراز پوز) است كه فقط 40 ملي متر قد دارد و در نواحي شمال مديترانه زنده گي ميكند.رقم دندانهاي ماهي : يكنوع ماهي بنام(گربه ماهي ) است كه در دهانش در حدود (9280) دندان وجود دارد . اما ماهي بنام (نزوال)  تنها دو دندان دارد كه از آن براي دفاع از خود استفاده ميكند.  قد بلند ترين حيوان :بلند ترين حيوان زرافه است كه در سال 1959 بلندي قد يكي از آن تابه 9./6 متر ميرسيد. 

 
< بعد   قبل >