Menu Content/Inhalt
صفحه اصلی
شماره 54 مورخ 15/01/1388 نسخه PDF چاپ ارسال به دوست

شمارۀ 3 (54)   ، شنبه 15 حمل 1388 هـ . ش ، مطابق 4 اپريل 2009 ميلادي  سال سوم  

      سرمــــقاله?

     تربيت زيب و زيور انسانهاست .در اين مورد در ادوار مختلف دانشمندان زيادي ابراز نظر نموده و در مورد تربيت سالم و درست تأكيد نموده اند .

ما در اين نوشتة كوتاه نظر يكي از پيشوايان اسلام كه در مقام تربيت و كسب ادب بفرزندش اشاره نموده نقل  ميكنيم :

     (اي فرزندم ادب فرا گير و دل را بنور ادب روشني بخش و هرگز در دل پليدي راه نيابد . آگاه باش كه اگر بينوا شوي ادب تورا ثروتي است و اگر در تنهايي و غربت بماني او تورا يار وفاداري خواهد بود ، ادب عقل را بارور كند و قلب را روشني دهد و سرلوحة بزرگواري است . بمال و ثروت، دوستان يكدل نتواني بدست آورد و اما با ادب تواني . ادب راهنماي بس توانا است بسوي خوبي ها  و نيكويي ها ، و اگرادب زينت انسان نبود انسان جانداري بيش نخواهد بود . )

برخي از دانشمندان ديگر نيز در مورد ادب گفته اند:ادب آئينة عقل است . بناءً گفته ميتوانيم كه با تربيت سالم و هدفمند جوانان، ميتوانيم يك كشور آباد ، آزاد و سربلند داشته باشيم­. زيرا ثروت هر جامعه جوانان رسيده­آگاه، مؤدب ،­تحصيل­كرده ،­آراسته با­زيور ادب وتعليم يافتة آنست .

(2)

چگونه از كبد حفاظت كرد؟كبد يك كار خانه بيوشيمي است

9- سنتز آلبومين:پروتئيني كه تبادل آب ميان خون وبافتهاي بدن راتنظيم ميكند.

سنتزكلسترول كبد تمام كلسترول مورد نياز بدن را ميسازد.سنتز فاكتور هاي انعقاد خون.

           سفيدي چشمها وغشاءمخاطي دهان ميشود.اين رنگ زرد در موارد شديدتر به قهوه اي ميگرايد.انسداد مجاري صفراوي،بيماري هاي خوني (مانندكم خوني )،نارسايي هاي كبدي نقصهاي ژنتيكي وهپاتيت ويروسي از عوامل بوجود آورنده يرقان ميباشند مصرف غذا هاومواد شيمايي حاوي مقادير زياد بتا كاروتن مانندهويچ نيز باعث زردي پوست ميشوداما سفيدي چشم دراين حالت زرد نميشود.يرقان فيزيولوژيك در نوزادان تازه متولدشده يك امر طبيعي وبي خطر ميباشد.اين زردي ازروز دوم وپنجم تولد درنوزاد بروز كرده وحد اكثر تادو هفته باقي ميماند.علت زردي فيزيولوژيك تغييرات خوني وعدم تكامل كامل كبد نوزاد مي باشد. اگر زردي پس از هفته نخست تولد در نوزاد بروز كند ممكن است بعلت شير مادر باشد.كه ميبايست شير مادر براي چند روز قطع وسپس مجدداَ آغازگردد.( البته زردي نوزادانراحتماًباداكتر متخصص خود درميان بگذاريد)زردي نشانه بيماريست است ونه يك بيماري.

علايم خوب كار نكردن كبد به قرار زير ميباشد.

1(عدم تحميل غذا هاي چرب و ادويه دار.

2(افزايش وزن.

3(سردرد تكرارشونده.

4(يبوست مزمن.

5(سوءهاضمه.

6(ضايعات پوستي:اگز ما،پسوريازيس و جوش دانه ها.

7(طعم فلزي دردهان.

8(تورم يا درد شديد شكم.

9(اختلالات روده اي،سينوسي وآلرژيك.

10(سيستم ايمني ضعيف.              باقيدارد

 ساختمان هاي اعمار شده در زمان ظهير الدين محمد بابر

      تيموريان به اعمار ساختمان هاوعمرانات توجه،ذوق وسليقهءخاص داشتند.ساختمان هايي كه امروز درسمرقند است ازهمان دوره باقي است،نمايانگر تمايل اين دودمان به بتجمل وحشمت و زيباپسندي ميباشد كه«مسجدبي بي خانم»،مقبرۀ«شاه زنده»و«گور امير»انعكاس دهندۀتحمل پسندي آن دوره است.ساختمان هايي كه امروز درهرات يادگار عهد تيموريان است،متأثر ازهنر معماري ومهندسي آسيايي ميانه ميباشد.ظهيرالدين محمدبابر به همين خانواده تعلق داشت كه در هنر معماري ومهندسي استعداد زيار داشتند،بابركه درهمين محيط پرورش ديده بود،به اعمار ساختمان هاوبناهاوباغ هاپرداخت وتعداد بيشتر اين بناهادر افغانستان وبه خصوص درشهر كابل كه بابر اين شهر رابسيار دوست داشت وبعد ازوفاتش مطابق وصيت اش،جسدش را به اين شهر آوردند ودر باغ دوست داشتني اش كه مشهور به«باغ بابر»است به خاك سپردند،اعمار گرديد. باغ هاوبناهايي كه بابر دركابل اعمار نمود،اين ها اند:باغ نوروزي وبوستان سراي،چهارباغ،باغ بهشت،باغ بنفشه،باغ يور،باغ خلوت،باغ صورت خانه،باغ شهرآرا،جلو خانه،اورته باغ،باغ صورت وباغ مهتاب است.واز جملهءعمرانات وي دركابل«تخت بابر»است كه بعدهابه«بخت شاه»نيز مشهور گشت.اين تخت در عقب شفاخانه امروزي ابن سينا قرار دراد به اين تخت حوض دايروي شكل نيز ساخته بودند.و دركتيبۀ آن «تختگاه عالم پناه ظهيرالدين محمد بابربن عمر شيخ كورگان­خلدالله­ملگه­في سنه914»وجود دارد. كه به سال914هـ/1508م مصادف مي باشد.در قسمت بالايي اين تختگاه خرابه هاي معابد بودايي تپۀ خزانه قرارداشت.نورالدين جهانگير فرزندجلال الدين اكبر نيز تختي وحوضي در برابر تختگاه وحوض بابر ساخت

          استاد احمد علي كهزاد در اثرش«بالا حصار كابل وپيش‌ آمد هاي تاريخي»،موقعيت بعضي از باغ هاي ظهيرالدين محمد بابر را در شهر كابل،تعين نموده است كه به طور مختصر از نوشته شان استفاده مينماييم «اورته باغ»و«باغ مهتاب»هردو پهلوي هم قرار داشته ودر بالا حصار كابل موقعيت داشت ودر زمان شاه جهان به امر وي عمارتي نيز در اين باغ ها ساخته شد.اورته باغ از باغهاي زيباي شهر كابل بود تا جايي كه همايون پادشاه و خانمش حميده بانوبيگم در بهار 953هـ به كابل آمد،محفل ختنه سوري جلال الدين اكبركه 5ساله بود در اين باغ جشن گرفتند.«چهار باغ»در موقعيت اي قرار داشت كه بعد هادر زمان امان الله خان به«باغ عمومي»شهرت يافت ودر دروازه چهارباغ عمارت كوچكي نيز ساخته بود. به خانة سفيد شهرت داشت كه «بابر بسيار اوقات درآن جامي نشست .                                                                                   باقيدارد  

رباعي

جا نيمده غي جيم ايكي دالينگغه فدا

اندين سونگ الف تازه نهالينگـغه فدا

نوني دغي عنبرين هـــلالينگغه فدا

 قالغان ايكي نقطه ايكي خالينگغه فدا

  «نوايي»

مولوي سيد تاج الدين خان

          مرحوم مولوي سيد تاج الدين خان ولد مرحوم ملا دولتمند در سال 1280 خورشيدي در قريه ده سيدان مربوط ولسوالي پشتو نكوت ولايت فارياب در يك فاميل زراعت پيشه و علم دوست ديده بجهان گشود. مرحوم مولوي سيد تاج الدين خان (قرار اظهار خود موصوف) تمام علوم مروجة آن عصر را در مدارس غير رسمي بخارأ بپايان رسانيده و سپس به صنف دهم دارالعلوم عربية كابل شامل گرديد و در آنجا آموزش بعضي كتب عربي را مكرر تعقيب نمود و از صنف دوازدهم آن دارالعلوم به درجة اعلي فارغ گرديد . مولوي سيد تاج الدين در سال 1314 شامل وظيفة مدرسي  شد . و در سال 1317 نظر به تقاضاي خودش وظيفة رسمي را ترك گفت  وظيفه مدرسي را به گونة غير رسمي در مساجد ادامه داد ،­بتاريخ اول حمل­1336مجداً به صفت­مدرس­در­مدرسة­ظاهر­شاهي­پيشنهاد و­اشغال وظيفه ­نمود ) و در اين مدرسه مضاميني چون : مسلم شريف ،مدارك ،شافيه ، اصول شاشي و گلستان را تدريس مينمود مرحوم مولوي سيد تاج الدين خان فرد علم دوست ، با فضيلت بود . وي در برج سرطان 1357 جهان فاني را وداع گفته و به رحمت ايزدي پيوست . مدرسة ظاهر شاهي( دارالعلوم عالي ابومسلم خراساني فارياب) خاطرات خوبي از اوشان در حافظه دارد .

نظر دانشمندان در مورد تربيت

* اگر فرزند خود را ادب و تربيه آموزيد از صدقه دادن در هر روز بهتر است.*

تربيت كننده هر طور كه باشد تربيت يابنده نيز همان طور خواهد شد .*

در جستجوي ادب بودن بهتر است تا در جستجوي زر و مال باشيد .*

ارجمند ترين مردم كساني اند كه ادب دارند.*تربيت بزرگترين مسأله و سخت ترين وظيفة انسانهاست .  

اطلاعية آموزشگاه عالي آيدين فارياب

     آموزشگاه عالي آيدين فارياب در اين اواخربه محل جديد واقع سرك عقب مسجد جامع محمديه سمستر بهاري خويش راتؤام با پروگرام هاي جديدآغاز نموده است. علاقمندان غرض ثبت نام در آموزش مضامين مخــتلف به آدرس فوق الذكر مراجعت نمايند.

آيا اورانوس هم حلقة به دور خود دارد؟

طبق اظهارمقامات سازمان ملي هوا فضايي امريكا ، يك سيستم حلقه اي هم دور سيارة اورانوس وجود دارد ولي از كيفيت آن هنوز اطلاعات مؤثقي منتشر نشده است . دانشمدان معتقد اند كه زمين هم در گذشته دُور داراي چنين حلقة بوده و بر مبناي نظرية دانشمندان مذكور همين حلقه ها هستند كه ضمن گردش خود دور سياره ، رفته رفته متراكم و به هم پيوسته و بصورت اقمار بيشتري براي آنها در خواهد آمد و اين مطابق همان نظرية است  در مورد چگونگي پديد آمدن خود سيارات منظومة نظام شمسي از تراكم و به هم پيوستن ابر هاي حاوي ذرات غبار ( كه در حال چرخيدن  به دور جرم اوليه خورشيد بوده اند ) بيان ميشود .  ( والله اعلم).

تكاثف ­و وزن مخصوص اجسام يعني چه ؟

  وقتي كه دو جسم­مختلف را كه داراي حجم مساوي هستند با هم­مقايسه ميكنيم ،اغلب مشاهده ميشود كه­يكي­سنگين تر از ديگري است­. علتش اين است كه يكي بيشتر از ديگري داراي جرم­ميباشد يعني تكاثفش زياد تر است . لذا تكاثف يك جسم­به مقدار جرم موجود در حجم معيني از آن اطلاق ميشود و اين مقدار بستگي به نزديكي و تراكم موليكولهاي جسم نسبت به يكديگر دارد ، هر چه ماليكولهاي يك جسم متراكم تر باشد تكاثفش بيشتر بوده و در نتيجة وزن حجم معيني را از آن بيشتر ميباشد ، وزن يك سانتي متر مكعب از هر ماده را وزن مخصوص آن مينامند ،معمولاً وزن مخصوص اجسام را با وزن مخصوص آب مي سنجند وزن مخصوص­آب در­حرارت4درجه سانتي گراد معادل1g است . 

 گياهان ريشه دار چگونه حركاتي دارند ؟

 گياهان داراي ريشه از جائيكه ريشة شان قرار گرفته نميتوانند حركت كرده و تغيير مكان دهند . چنين گياهان اغلب ميتوانند برگها و ساقه هاي خود را در اثر واكنش انگيزه هاي مربوطه به اشعة نور چرخانده يا خم كنند البته اين حركات با روشهاي متفاوت از آن چه در مورد حيوانات صادق است انجام ميگيرند گياهان ، فاقد بافتهاي ماهيچه يي منقبض شونده هستند بافتهاي كه در حيوانات وجود داشته و به آنها امكان حركت ميبخشد

 
< بعد   قبل >