Menu Content/Inhalt
صفحه اصلی
شماره 59 مورخ 09/03/1388 نسخه PDF چاپ ارسال به دوست

 شمارۀ 8(59)   ، شنبه 9جوزا 1388 هـ . ش ، مطابق به 30  مي 2009 ميلادي  سال سوم  

باش مقاله ?

 الله (ج) مرحمتي بيلن  1388 نچي ييل نينگ كوكلم فصلي  بركتلي ياغيش لر بيلن طبيعت ني يم يشيل لن ديريدي. شكر كيم خلقيميزگه ارزانچليك و فراوانچليك نصيب بولدي . منه كوكلم فصلي آهسته ،آهسته اداغيده يتيشيب بارماقده .

ياز فصلي نينگ ايسيق و حرارتلي كونللري كيليب توروب دي . الله تعالي نينگ اراده سي بيلن تاتلي و فايده لي ميوه لر بيرين كيين بيشيب و بازار لرده كيله دي.

     بو ني ايتيش كيره ك كه بازار ده كي ميوه لرني حفاظتي اوچون دوكاندار ايني آغه لريميز تمانيدن دقت بولميدي .دوكان لر ني اوني نينگ سپوريشي وواسطه لر نينگ توز توفراق قيليب اوتيشي ، دوكان لر اونيده قويلگن ميوه لر ني توز توفراق و مكروب لر بيلن آلوده قيليب وباله لر هم بو ميوه لر ني آلگن دن كيين يوومسدن ييشي تورلي كسلليك لرگه يولوقتيره دي . بو اساس ده آته آنه لر و معلم لر ني وظيفه سي دير كيم بو حقده كوپ دقت قيليب وميوه لر ني  يووسيز ييش عاقبتي ني بيلدير سه لر .وحتي هر كون درس دن آلدين بير – اييكي دقيقه بو حقده صنف ده اوقوچي لر گه  معلومات بيرسه لر .  

ادامه هفته گذشته

رابطۀ ارزيابي با پيمايش وامتحان

       امتحان كه به معني آزمايش ميباشد امروزجنبۀبين المللي يافته است امتحان وامتحان گيري جزءلايتجزي عمليۀتدريس وآموزش است وبرانكشاف شاگرد تأثير مستقيم دارد.

       پروفيسور (لي كروناچ) در كتاب خود امتحان را از نظرمردم عام چنين تعريف كسرده است:«امتحان عبارت ازيك سلسله سوالاتي است كه به صورت تحريري وياتقريري جوابي راتقاضا نمايد.»    امتحانات امروزي انواع مختلف داشته درتنوع آن روزبه روزافزوده ميشود.امتحان يكي ازوسايل مشخص اندازه گيري بوده پاسخهاي شخصي راكه امتحان بالاي وي تطبيق گرديده مورد استعمال قرار ميدهد.

     Anastasia دركتـــــاب خودبه نام ogical-tsting  Psychol  چنين تعريف ميكند كه:درامتحان اصلاَپيمايش معياري نمونه يي ازكر دار واعمال افراد است.چنين بر مي آيد كه هر امتحان داراي يك سلسله اسلوبهاي علمي ميباشد و از طرف ديگرمفهوم و معني امتحان را از نگاه هاي مختلف بررسي نموده ديديم كه اختلافات دراين زميه كمتر است اما درقسمت اهداف آن اختلاف بيشتر ديده ميشود.   

مولانا       

آمــــــوزگار

آموزگار اگرچه خداوند گار نيست                            بعدازخداي برتر ازآموزگارنيسـت 

سازنده ومهندس واعظم بود خداي                       آري كه جزءخداي ر ا اين اقتدارنيست 

ليكن به كار تربيــــــت وروح آدمـي                        آموزگار خوب كم از گردگار نيست

عرش خداي كرسي تعليم شدوليـك                       اين منزلت نصيب يكي ازهزار  نيست 

كرسي نشين مسند تعليم عالمـيست                       كالوده دست ودانش ازننگ عارنيست

رحمت­بر انبياءكه نخستين معلمند                           اندر كتاب شان سخن نابكار نيست

نگاه آتش افروز

به خط سر نوشت ما، قدر سر ســــــــام آور شد 

به زنجير تو پيچيـــــــــدم،دلــم مفقـود،باورشد

نمي رانم ضعيـــــــفان را،از اين پسكوچهٌ الفت 

نمي دانم چه خواهد شد،كي خواهد باز داور شد

عجب سوداي مي بينــــــم كه از نامردمي اكنون 

جهالت باغم واندوه زنيـــــــــــــرنگي برادرشد

بيا كوچيم از اين شــــــــهر،بيا با زنده ها باشيم! 

نمي دانـــــم براي ماچه كس چون ياروياورشد

عجايب حالتـــــــــــي دارد كنون دنياي افسونگر 

هزران سر به پا افتادهــــــــــــــزران پا افسرشد 

بيبين خورشيد اين موسم نـگاه آتش افروزاست
 

مرانُقل ونباتش نه، بگــــــــــــوآهنگ آذر شد

جمشيدخورشيدي فاريابي

كهن سال ترين محصل

    كهنسال ترين محصل جهان در يكي از پوهنتون هاي انگلستان ثبت نام نمود  كه يكي از استادان اين پوهنتون گفته است خانم بارتر با وجود اينكه 106 سال عمر دارد باز هم يك شخص مناسب براي تحصيل در رشتة انتخابي خويش است . ادامه شماره قبل

مرحوم مولوي اسدالله « نصرت »

بر اساس اظهار شاگردان مرحوم اسدالله نصرت اندخويي  ، موصوف بر علاوة حفظ قرآنكريم و تسلط كامل بر معاني آثار شعراي متقدم -  در حدود يك صد هزار حديث پيغمبر اكرم ص  توأم  با چهارده نوع خطبه حفظ كرده بود.  همچنان خود طبع شعري نيز داشت بنابر آن به سرايش آغاز كرده و در ابتدا ((ملهم)) تخلص ميكرد ، چون اين تخلص را از پاية علمي و موقف معنوي خود بالا تر ديد بعد ها تخلص (( نصرت )) را انتخاب كرد بيشتر اشعار تصوفي ، اجتماعي ، ادبي وعرفاني  ميسرايد و از اشعار انتقادي خوشش ميآمد و شاعري را به صورت ساده روان  كه به فهم عامه نزديك باشد ميپسنديد. و در انواع شعر دري طبع آزمايي كرده و علا قمندي آن بيشتر در مثنوي بود . اكثر آيات قرآني و احاديث نبوي (ص) و ائمة دين را به صورت قطعات مثنويا ت در قالب نظم ميآورد و در سرايش به شعر متقدمين خيلي احترام داشت خصو صا به عارف بزرگوار مولا نا جلال الدين محمد بلخي بكري رومي ، مولانا نور الدين عبدالرحمن جامي به ديده اخلاص مينگريست مثنوي مولانا و هفت اورنگ جامي انيس گوشة تنهايي او بود . وي دو بار ازدواج كرد و داراي 4 دختر و پنج پسر بنام هاي محب الله ، آيت الله ، محبت الله، حكمت الله و صبغت الله بود وي مدتي در مسجد جامع الفاروق گذر بيگ محله اندخوي وظيفة خطابت را به عهده داشت و بعدأ بحيث سر مدرس مدرسة ظاهر شاهي مقرر و شروع بكار نمود و به تاريخ 17 سنبله 58 بحيث معلم دارالحفاظ اندخوي مقرر و بعد از 9 ماه خدمت به تاريخ 7 ثور سال 1359 نسبت بزرگي سن متقاعد گرديد و باز هم به شكل خصوصي به تدرس خود ادامه داد به تاريخ 11 سرطان 1359در كنفرانس علماي ديني در كابل اشتراك كرد ، مرحوم نصرت به تاريخ 7 جوزاي 1360 به شهادت رسيد .

تاليفات مولوي اسدالله «نصرت»

قطرة از درياي بيكران قرآن ترجمة منظوم بزبان فارسي – تركي براي چهل حديث ترجمة قصيدة برده بزبان فارسي ترجمة اوائل سراجيه فرايض ترجمة عقايد نسفي ترجمة نخبت الفِكَر خلاصه سوانح مولانا جامي كه در  شماره 4-5-6 سال 1350 در مطبعه كابل بچاپ رسيد .           

نمونة كلام «نصرت» اندخويي :

طرز ادب

اي فروغ مهر و مه از روي تابان شما 

نُه فلك يكپايه يي از كاخ ايـــوان شما

از سر انصاف گويم نيست نزد خضر راه 

چشمة حيوان مگر چاه زنــــخدان شما 

آتش دوزخ نشاني از فراق هجر تان

روضة جنت مثالي از شبـــــــستان شما 

فكر ها در بوستان شيخ سعدي داشتم

ترك كردم چون نمودم سير بُستان شما 

از گلستان بوده گلچيني هميشه كار من

شكر خوشه چيدم اكنون از گلستان شما 

قامت وزلف دهان وچشم از او خواستم

از الف لام ميم وصاد ونون قرآن شما 

علم ما جهل است و تحصيلات ما تعطيل وار 

عالم دهر است امـــي در دبستان شما

گرچه از طرز ادب دورم ولي نصرت اميد 

ميكنم از حق كه باشم با گـــــدايان شما 

رابــعهء بلخي

      وي از ملكزادگان است پدرش كعب ، در اصل از اعراب بوده در بلخ و قزدار و بست در حوالى قندهار و سيستان و حوالى بلخ كامرانيها نموده. كعب پسرى داشت بنام حارث و دخترى بنام رابعه كه او را زين‌العرب نيز ميگفتند. رابعهء مذكوره در حسن و جمال و فضل و كمال و معرفت و حال، وحيدهء روزگار و فريدهء دهر و ادوار صاحب عشق حقيقى و مجازى بود. احوالش در خاتمهء نفحات الانس مولانا جامى در ضمن نسوان عارفه مسطور است و در يكى از مثنويات شيخ عطار مجملى از حالاتش نظماً مذكور. او را ميلى به بكتاش نام غلامى از غلامان برادر خود بهم رسيد و انجامش بعشق حقيقى كشيدو سرانجام ببدگمانى برادر كشته شد. حكايت او را فقير نظم كرده نام­آنمثنوى­را­گلستان­ارم­نهاده­و­در­مورد­وي­اشعار­نيكو­ميفرموده­­است: 
 
شرف انسان علم است

      شرف ومقام علم از كسي پوشيده نبوده زيرا علم زيورانسانها است .ولي بعضي از خصلت ها جز علم بين انسان وحيوان مشترك ديده ميشود چون شجاعت ،شفقت بر فرزندوامسال آن . تنها علم است كه خداوند آدم (ع)را نسبت به فرشته ها برتري بخشيد وفرشته هارا مامور ساخت تابه آدم(ع)سجده آورند ومقام علم وعلما را بديده احترام بنگرند. 

ارسالي سردار«حــقاني»متعلم صنف نهم دارالعلوم عالي ابومسلم خراساني

زندگي بدون پول

          دزدي در دستش چوبي بود و بر رهگذري كه عبور ميكرد گفت: هر چه پول داري فوراًبده ،و  الا مغز سرت رابا اين چوب بيرون مي آورم رهگذر گفت تو كار خودت را بكن براي اين كه من بي مغز زندگي بكنم بهتر از آن است كه بي پول زندگي كنم.پر فرزند ترين شخصاسماعيل شاه پادشاي مراكش بين سالهاي (1676 -1727) داراي 888 پسر بود و سپاه 420 نفري وي را تماماً پسرانش تشكيل ميداد.

گل نسترن:

    نسترن يا نستريا نسترون و نسرين گلى است از انواع گل سرخ و به اندام كوچكتر از گل سرخ و در هر شاخه چندين گل با هم ميشكفد، به رنگهاى مختلف سفيد و صورتى و سرخ ديده مى‌شود. نسترن گلى سفيد و خوشبوى ميباشد. كه به هندى سپوتى گويند و آن اقسام مختلف باشد: پنج‌برگ و صدبرگ، و گل كوزه و گل مشكين و گل مشكيجه نيز گويند و به عربى نيز نستر و نسترن خوانند و نسرين هم به همان معنى است. و به گونه‌هاى بسيارى از آن در جنگلهاى شمال و ارتفاعات فوقانى هست كه گل زرد و گل دوروى و گل گنده از     گونه‌هاى­معروف­آن است­و­گونه‌هاى بسيار ديگرى­در­افغانستان­هست­كه­نامهاى محلى آن را نيافته‌اند.             

چنان نماي كه هستي ، نه چنان باش كه مينمائي «بايزيد بسطامي» 

 
< بعد   قبل >