|
شماره اول سال اول ماه ثور 1387 |
|
وضعیت ادبی و هنری هرات در عصر بهزاد
اگر استاد كمال الدين بهزاد كه تماميت مكاتب هنري تبريز و بخارا و سمرقند و دهلي و استانبول را در حيطـﺔ نفوذ خويش آورد. پرورده مكتب هرات است؛ و اگر مولانا عبدالرحمن جامي خاتم الشعرا و انديشمند بزرگ كه " شرح ملا " يش تا هنوز از شاخ افريقا تا اندونيزيا, تدريس مي گردد, پرورده عهد تيموريان هرات است, اين مكتب و چگونگي وضع ادبي و هنري آن ديگر نيازي به معرفي ندارد. و اما چگونه در دوره كوتاه و صد ساله تيموريان, چنين رنسانسي بوجود آمد و هرات ويران شده توسط چنگيز و تيمور, بعنوان نگين آسيا, مركز رنسانس شرق [صديقي,1369, ص7] قلب خراسان, گوشواره آرين زمين, ستارﺓ شرق [طبيي,1368,ص45] كليد آسيا و مركز نوزايي آسياي ميانه [حبيبي, 1355, ص91] در عرصـﺔ عالم تبارز كرد. پژوهشگران چند اصل را درين راستا مشخص كرده اند: 1-ميـراث شكوهنـدﺓ پـارين: از اوستـا تا ابـن حـوقـل و مقدسي, سخن از عظمت هرات آورده اند و اما از پسين يادكردها اينكه قزويني در نزهت القلوب هرات عصر غوريان را با 12 هزار دكان, سه صد و چهل هشت هزار خانه و سه صد و پنجاه مدرسه و خانقاه معرفي مي نمايد. با آنكه چنگيز و تيمور اين شهر را ويران كردند, ولي پادشاهان كرت, بگونـﺔ جزيره در خرابكدﺓ جهانسوزان, قسمتي ازين ميراث را, تا عهد تيموريان نگهداري كردند و آن زمينـه يي شد در جهت رشد سريع فرهنگ در روزگار تيموريان. 1- محيط مساعد: فضـاي امـن بعد از تيمور و سنت جمع آوري و ارج گـذاري هنرمنـدان توسط تيمور, زمينه و سرمشقي شد براي اخلاف وي, تا هنرمندان را بزرگداشته باشند. 2- فرهيختگي شاهان: شهـزادگان تيمـوري, ميـرزا شـاهرخ, بايسنغر, سلطان حسين ميرزا بايقرا و همچنـان وزيـر فرهيختـﺔ او مير علي شير نوايي, دانشمند, شاعر, خطاط, هنرمند و حتي موسيقي دان بودند [نوذري, 1376, ص200] وقتي بايقرا در شعر دري و عربي با مولانا جامي رقابت مي كرد, لاجرم اين ظرفيت را داشت كه پاسدار خردمندان باشد. 3- تشـويق مادي و معنـوي: شاهزادگان تيموري در كنار رفـع نيازهـاي مـادي هنرمندان, هريك را مطابق شأن و فضيلت شان ارج مي گذاشتند. مي گويند وقتي جامي در مجلس داخل مي شد سلطان حسين او را در كنار خود جا مي داد. و اگر جامي در پائين مجلس زانو ميزد, سلطان از تخت فرود مي آمد و در پهلوي او مي نشست. چنين ويژگي ها بود كه ادب و هنر و معنويت را در عهد تيموريان بالنده ساخت و با رجوع و پرورش نخبگان, مكتب ادبي و هنري هرات هستي يافت و بزرگاني چون بهزاد را ارمغان بشريت كرد. گستره و مشخصـﺔ ادبي هرات در عهد تيموريان: مكتب هنري و ادبي هرات در سدﺓ پانزدهم, همچنان كه پايانـﺔ فرازمند ادب كلاسيك ما را تجربه كرد, در عرصه هاي معماري, نقاشي, خطاطي, ميناتوري, هنر كتاب سازي, تاريخ نگاري موسيقي و تصوف نيز جريان هاي نيرومندي را هستي بخشيد كه مدتها ادامه يافت و بعد از آن عصر, درين عرصه ها, ديگر چنين جريان هايي را نداشته ايم. هرچند هنرمندان و دانشياني بوده اند. شاهان تيموري, سه هسته يا نهاد را براي تحقق آمال خويش پي ريزي و صميمانه ياري كردند: مدرسه, خانقاه و كتابخانه. در هرات مدرسه هاي مختلف ايجاد گرديد, تا پايگاهي باشد, دانشمندان و ادبا و مدرسان را. نتنها ميرزا شاهرخ و سلطان حسين مدرسه ها ساخت كه مولانا جامي خود نيز مدارسي را ايجاد كرد و به تدريس دانشجويان, علم و ادب و هنر آغاز نمود. چنين بود كه مدارس زيادي بعنوان اكادمي علمهاي مختلف در هرات عرض وجود كرد و از آن شمار است: مدرسـﺓ ميرزا شاهرخ, مدرسـﺔ خواجه آفرين, مدرسـﺔ غياثيه, مدرسـﺔ سلطاني, مدرسـﺔ سلطان حسين ميرزا, مدرسـﺔ خواجه اسماعيل, مدرسـﺔ جماليه, مدرسـﺔ بديعيه, مدرسـﺔ خواجه جلال الدين, مدرسـﺔ اخلاصيه, مدرسـﺔ شفائيه, مدرسـﺔ نوايي, مدرسـﺔ دارالسياده, مدرسـﺔ دارالصفا, مدرسـﺔ محلـﺔ طفلكان, مدرسـﺔ سر خيابان و همينگونه مدرسه هاي مولانا جامي كه خود مصارف آنرا مي پرداخت. درين مدارس بود كه فقها و دانشمنداني؛ چون مولانا سعدالدين تفتازاني, قطب الدين چشتي, محمد ترمذي هروي, حافظ ابرو, معين الدين محمد واهي, مولانا حسين واعظ كاشفي, عبدالرحمن جامي به تدريس مي پرداختند و تفاسيري چون بحر مواج, كتاب الشفا, كشف الارواح, تفسير حسيني, جواهرالتفسيرلتحفه الامير در همين روزگار نگاشته شدند. همچنان در عرصه هاي علوم رياضي, حكمت, نجوم و طب, نيز محيط فرهنگي هرات مجهز بود با دانشمنداني چون مير مرتاض, شرف الدين آملي, نظام الدين احمد جيلاني, كاشفي, مولانا قاسم, خـواجـه نعمت سـرخ, غيـاث الديـن محمـد, محمد تامينـي, مولانا بهلول, درويش علي طبيب, قطب الدين نسفي, قطب الدين محمد آدم و غيره[افصح زاد, 1378, ص91]. تيموريان خانقاه ها و لنگر خانه ها ساختند. و اما تصوف عهد تيموري بر خلاف زمان بعد از چنگيز كه به قلندري و انزوا گرايي منهمك گرديده بود, روحيـﺔ سازنده و پويا داشت. چه با ظهور خواجه بها، الدين محمد(1388م) كه شعار داد" خلوت در انجمن و سفر در وطن" [غبار, 1366, ص279] تصوف با مردم در آميخت و در خدمت بالندگي اجتماع قرار گرفت.
مولانا جامي خود خليفـﺔ طريقـﺔ نقشبنديه بود و سلطان حسين و ابوسعيد و علي شير نوايي از شمار ارادتمندان او. درين مكتب معنوي بود كه آثار گرانقدري ايجاد و يا به تدريس گرفته شد. همچون: شرح طبقات صوفيه از ابو عبد الرحمن سلمي, نفحات الانس جامي, حليه حلل از شرف الدين يزدي, في شرح الفصوص, تفسير فصوص الحكم ابن عربي, اشعـه اللمعات، و شرح "لمعات" از ابراهيم عراقي, بهارستان جامي و غيره. نويسندﺓ هم روزگار ميرزا شاهرخ, حافظ ابرو, تصويري از هرات آراسته با خانقاه ها و مدارس ارائـه نموده است كه تا امروز مي تواند هيمنه و صولت آن شهر را, با تابناكي برتابد: " در چهار صفه, چهار دانشمند معتبر, به نشر علم و افاده, و طلبـﺔ مستعد به كسب فضايل و استفاده مشغول, و در خانقاه ها حفاظ به قرائت كلام الله مداومت نموده, درويشان و فقرا شبانه روزي از سفرﺓ آن محظوظ [طبيبي, 1368, ص49]. كتابخانه: تيموريان از چنان عشق و علاقـﺔ نسبت به كتاب و كتابخانه برخوردار بوده اند كه به تأئيد قول اكثر پژوهندگان, كتابدوستان فرانسه و ايتاليا در سده هاي 16 و 17 به پايـﺔ ايشان نمي رسيده است. كتابخانه هاي آنان مركز جمع آوري كتاب نبود, بلكه گارگاه و هنر كديي بود كه عاليترين كتابهاي جهان در آنجا ايجاد گرديده است. در آن كتابخانه ها بود كه انواع هنرهاي كتاب سازي و كتاب آرايي به مدارج كمال خود رسيد. كتابخانه در حقيقت گارگاهي بود كه هنرمندان عرصـﺔ, كتابت, تحرير, تذهيب, قطاعي, تعريق, تشعير, نقاشي, مصوري, تجليد مصروف كار بودند. از كتابخانه هاي مشهور هرات, كتابخانـﺔ بايسنغر بود كه استاد علي تبريزي و بعد شاگردش جعفر تبريزي آنرا اداره مي كرد, و ديگر كتابخانـﺔ امير علي شير نوايي و كتابخانـﺔ سلطنتي بود كه سرپرستي آنرا ميرك نقاش و بعد استاد كمال الدين بهزاد به عهده داشت. مي گويند در كتابخانـﺔ بايسنغر در يك وقت حدود 40 تا 60 هنرمند مصروف كار بودند. در گزارشي كه جعفر تبريزي كتابدار، به شهزاده بايسنغر ارائه نموده, سيماي آن هنرستان ، زيبا بازتاب يافته است: جعفر خوشنويس به نوشتن شاهنامه و نزه الارورح آغاز كرده است, خواجه مير حسين طرحهاي تزئيني روي زين را نقش مي كند, امير خليل مصروف نقش هاي گلستان است, امير شمس الدين ترتيبات صدف كاري را رويدست دارد. مير دوست يار, تذهيب كاري و مولانا سعد الدين خاتم كاري مي نمايد. پانويسها: 1- اعلي خان افصح زاد. آثار و شرح احوال جامي .- تهران: نشر ميراث مكتوب,1378.- 771ص 2- جلال الدين صديقي. افغانستان در قرون جديده .- كابل, 1369 .- 28 ص 3- عبدالحي حبيبي. هنر عهد تيموريان .- تهران: بنياد فرهنگ ايران, 1356.- 1018 ص 4- عزت الله نوذري. تاريخ اجتماعي ايران .- تهران, 1376 .- 319ص 5- مير غلام محمد غبار. افغانستان در مسير تاريخ .- تهران, 1366 .- 842 ص
خواجه عطا به جدول كشي آغاز نموده است و خواجه عبدالرحيم طراح, به طراحي براي جلدسازان, تذهيب كاران, خيمه دوزان و كاشي تراشان مصروف است. خواجه غياث الدين به تصاوير گلستان, و مولانا قوام الدين به جلد سازي شاهنامه مصروف است. مولانا قطب الدين تاريخ طبري را نسخه برداري دارد و محمود نقاش لوحه هاي ديوان خواجو را كار مي كند. [طبيبي,1368, ص 58]. درين زمان بود كه گرانبها ترين كتاب جهان تا امروز از نگاه همه هنرهاي كتاب آرايي, يعني شاهنامـﺔ بايسنغري ايجاد گرديد. و از آثار هنري اين مكتب امروز در حدود 2645 مجموعـﺔ هنري و ارزشمند در موزيم هاي سراسر جهان وجود دارد ( كه تنها 40 يا 50 مجموعـﺔ متذكره چاپ گرديده است) از اين شمار است: در شوروي سابق100 اثر, افغانستان 101, آلمان 8, امريكا 47, انگلستان 84, ايران 607, پاكستان 8, تركيه 148, سويدن 2, فرانسه 55, قاهره 7, واتيكان 1, وين 3, هندوستان 89, يوگوسلاوي 1, متفرقه 39 اثر. موسيقي: نيز در عهد تيموريان بالنده بود. درين روزگار بود كه رساله هاي دربارﺓ موسيقي توسط مولانا جامي, بنايي, مير مرتاض, بياني و كوكبي آفريده شد. و كتابهاي جامع الالحان, مقاصدالالحان و كتاب الموسيقي كمال الدين مراغي در همان روزگار شهرت به سزايي يافت. نقاشي: از هنرهاي ارجمند عصر تيموريان هنر نقاشي و ميناتوري است كه توسط استادان بزرگي چون ميرك نقاش, مولانا حاجي محمد, قاسم علي هروي(چهره كشا) و كمال الدين بهزاد به اوج و كمال خود رسيد. بهزاد در مكتب هرات پرورده شد و با نوآوري هاي خويش در ريزه كاري ها, دقت در خطوط, استفاده از رنگهاي سرد (فيروزه يي, لاجوردي, سبز . . . ) , تغيير چهره ها از گونـﺔ چيني به خراساني و مطابقت تصوير با واقعيت, مدارجي را طي كرد كه مكاتب هنري تبريز, بخارا, سمرقند, هند و استانبول را كاملاً دگرگون ساخت. شعر و ادب: در سرآغاز سدﺓ پانزدهم سراسر خراسان و ماورالنهر و ايران و آذربايجان, مراحل بالندگي شعر و ادب را طي مي كرد, در همـﺔ اين مناطق مراكز ادبي فعال بود كه هنرمندان و اديبان با هم رفت و آمد داشتند. اما حوضـﺔ هنري هرات كه ميراث شاهان كرت را مصئون از آسيب تيمور, بدست آورده بود, توانست زودتر از ديگر مناطق رشد كند و آن هم با حمايت شاهرخ و شاهان بعد از او. دوران شاهرخ دورﺓ رشد و شكوفايي و عهد سلطان حسين بايقرا دوران اوج و كمال ادبي هرات است. مولانا عبدالرحمن جامي سكان ادب را درين خطه چنان در دست داشت كه مركزيت تمام حوضه ها را در ماورالنهر وديگر مناطق به خويش اختصاص داده بود. امير علي شير نوايي, مولانا لطيفي, بينايي, آصفي, هاتفي, هلالي, امير شيخم سهيلي از راهيان اين كاروان بودند. سلطان حسين بايقرا خود شعر مي گفت.
دوکتور شمس الحق آریانفر
|