|
شماره چهارم و پنجم سال اول ماه اسد و سنبله 1387 |
|
اندیشه های عرفانی و آفرینش ادبی مولانا
هستة مرکزی ، جهانبینی مولانا جلال الدین محمد بلخـــــی را «وحدت وجود » (Punta yes tem )، تشکیل میدهد. اندیشة «وحدت وجود »از عناصر درون ذاتی جهانبینی اسلام به شمار نمی آید . اکثر پژوهشگران باور دارند که این اندیشه ، از طریق جریانات عرفانی بودایی ، نو افلاطونی ، ما نوی و کم و بیش زرتشتی برافکار مسلمین را ه یافته و مورد پذیرش و تأیید عرفای اسلامی قرار گرفته است ؛ نخستین مرتبه محی الدین ابن عربی اندیشة «وحدت وجود » را به گونة منظم به دنیای اسلام و عرفای مسلمان عرضه کرد و عارف بزرگی چون مولوی را نیز تحت تأثیر خود در آورد. مولانا با الهام از وی و سایر اندیشه گران (پانته یست ) اسلامی به «وحدت وجود »همچون انــدیشه و جهانبینی نگریست و آنـرا پذیرفــت. (14: ص ص، 101-102) باید توجه داشت که مولانا مجموعة تفکرات خود را دربارة هستی و از آن جمله انسان برمبنا و بنیاد اصل دیالکتیک عرفانی خود ؛ قرار داده این تکامل را هم محصول مبارزة اضداد درون انسان میداند . بناً اصل دیالکتیک عرفانی مولانا را در این افکار تکامل باید مورد نظر قرار داد . مولوی ستایشگر ظهورات انسان کامل در جریان تأریخ است ، در حقیقت مولوی خود را در آیینة وجود شمس مینگرد . اینگونه نگرش به انسان کامل به اعتبار خلافت الهی و جنبة لاهوتیی است که در ذات و فطرت بشر سرشته شــده است. ( 19 :ص ص،106-107 ) خط سیر سلوک مولانا و خط سیر زنده گی او تعبیری از تصوف بود ؛ ولی این تصوف با آنکه از بسیاری جهات با آنچه در بین اهل تصوف زمان او هم رایج بود همانندی داشت از آنها جدا نبود و در حوصلة هیچ سلسله ای نمی گنجید و با طریقة هیچیک از مشایخ زمان و آیین معمول د رهیچ یک از خانقاه های زمانه انطباق پیدا نمی کرد. و به تعبیر خود او با هفتاد ودو فرقه یا ملت ساز گار بود . ( 15: ص، 285 ) با آنکه تصوف مولانا با آنچه در نزد مشایخ خانقاه و ارباب سلاسل تعلیم میشد ، فرق داشت، جوهر اندیشه و تعبیر او از خط سیر تصوف معمول زمان جدا نبود. سلوک مولانا طریقت را از شریعت جدا نمیکرد و بدون التزام شریعت نیل به حقیقت را که هدف سلوک است، ممکن نمی شمرد. وی همچنان شریعت را همچون شمع روشن میدانست که راه تاریک و باریک و بیمناک ، طریقت را جز در پرتو آن نمیتوان طی کرد ، اما اگر انسان در این راه گام نمی نهاد و به طی کردنش توفیق نمی یافت ، صرف تحصیل شمع برایش موجب نیل به مقصدنمیشد . مقصد هم حقیـــقت بود و وقتی حقیقت حاصل میشد طریق و شمع هر دو ضرورت خود را از دسـت میـدادنـد. (15 : ص، 271 ) بررسی اندیشه های عرفانی مولانا آنچنان مسؤولیت بزرگ و شکوهمند است که عمر نوح ، صبر ایوب ، علم بی پایان و قلم توانا را از پژوهشگر عصر ما می طلبد ، اما این نگرش کوتاه هم روزنهً کوچکیست برجهانی بزرگ ؛ همان بهتر خواهد بود که مشتاقان عشق و عرفان خط سیر اندیشه ها ی عرفانی مولانا را که انسان کامل در محور آن قرار دارد ، در صفحات آثار گرانقیمت و جاودان این اعجوبة تاریخ دنبال کنند و از چشمة فیاض و فرح بخش اندیشة تابناک و ماندگار از ، دل و جان روح و روان را شاد و شاداب سازند . مولانا جلال الدین محمد بلخی این قلة بلند عرفان و تصوف و سیمای درخشان شعر و ادب ، آثار ارزشمند منظوم و منثوری از خود به یاد گار گذاشته که همچون نگین های تابناک بر تارک ادبیات جهان می درخشد ، ما ، دراین بخش آثار ادبی مولانا را به اختصار معرفی مینماییم : الف: آثار منثور مولانا، علاوه از سروده های ناب و کم نظیر فارسی – دری آثاری هم به نثر دارد ، نثر او مانند شعرش ساده و دلپذیر و بر روش مشایخ صوفیه، چاشنی آیات ،احادیث و ضرب المثل هارا دارد ، با این فرق که مولوی با داشتن اطلاعات وسیع در زمینة دانشهای اسلامی و تسلط برتفاسیر قرآن و احادیث نبوی (ص)در کار برد آیات و احادیث و روایات در نثرش راه مبالغه را پیموده و این امرگاه باعث طول کلام وی شده است . تمام آثار منثور مولانا ، بارـ بار در کشور های تورکیه ، ایران ، افغانستان ، هند و... به چاپ رســیده اســت . (21:ص ،37) با این مقدمه آثار منثور مولانا را طور مختصر معرفی میکنیم : 1- فیه ما فیه این اثر که مولانا در مثنوی از آن به نام مقالات یاد کرده است ، مجموعه یی ازآن سخنان اوست که خطاب به مجلسیان یا در پاسخ پرسش هایی که کرده اند ایراد شده است . بخشی از این اثر خطاب به معین الدین پروانه است . این سخنان مملو از نکات اخلاقی و حکایات لطیف عرفانی است ؛ شیوة بیان آن محاوره یی و عام فهم و ساده است و پاره یی از اندیشه ها و حکایات مثنوی نیز در آن به چشم میخورد . از این رو میتوان (فیه ما فیه ) را گه –گاه مأخذی قابل استناد و مهم دانست ، این کتاب در واقع ضبطی است از تقریرهای مولانا که به گمان اغلب پسرش سلطان ولد یا مریدان وی آنرا ثبت و تدوین کرده اند ، بعضی دیگر از گفتار های مولانا که ازمقولة سخنان (فیه ما فیه ) است در «مناقب العارفین »نقل شده که برای آگهی صحیح از زنده گی و آفریده های ادبی مولانا منبعی خوب محسوب میشود . ( 6: ص ص ، 793 – 794 ) کتاب منثور(فیه مافیه) که دارای نثر موجز و دلپذیر است،به عقیدةبرخی اندیشمندان، پژوهشگران و مولوی شناسان ، عقاید فلسفی مولانا را بهتر از(مثنوی)ارائه میکند .(25: ص ، 49) 2- مجالس سبعه این کتاب مجموعة موعظه ها و یا خطابه های مولانا ست که برمنبر و در حضور مردم ایراد شده است. این مجالس متعلق به دوره ییست که مولانا علوم ظاهر و باطن را به هدایت و رهنمایی سید برهان الدین محقق ترمذی به اتمام رسانده و هنوز به دیدار شمس تبریزی توفیق نیافته بود و سرایش شعر را هم آغاز نکرده بود . با آنکه مولانا در آن زمان گام در سلوک نهاده و با عرفان نیز آشنایی کامل پیداکرده بود، بیشتر در جادة زهد و علم قال سیر مینمود و لذا مجالس موعظه و یا سخنرانی خود را نیز در حد ظاهر شریعت نگه می داشت. با اینکه «مجالس» را میتوان پیش زمینة «مثنوی» دانست ، باید گفت که لحن گفتار او در این مواعظ به کلی از شور و هیجان شاعرانة «مثنوی» و «دیوان شمس» تهی است و شباهت برخی از مطالب این مجالس با مثنوی نشان دهندة این است که اقلاً پاره یی از موضوعات ارائه شده در این اثر از لحاظ زمانی نزدیک به دورة نظم مثنوی است . این اثر منثور مولانا ، مجموعة هفت مجلس است که درآغاز هر مجلس ، خطبه یی به زبان عربی در ستایش خداوند (ج)و نعت پیامبر (ص)و خلفای راشدین و عده یی از اصحاب کرام آمده و سپس متن فارسی – دری آن آغاز میگردد . شیوة سخن مولانا در این مجالس ،ساده و روان بوده همراه با آیات ، احادیث ، داستانها ، اشعار عربی و فارسی است. هدف مولانا از این سخنان تربیت روحانی و عرفانی عامة مردم است . بلند ترین مجلس اولین آن و کوتاه ترین مجلس ششم آنست . ( 6: ص ،872) 3 ـ مکتوبات این اثر ، طوریکه از نام آن پیداست، مجموعة نامه های مولانا جلال الدین محمد بلخی را احتوا میکند. این کتاب نزدیک به یکصدو پنجاه نامة مولانا را در بر دارد که مولانا به افراد و اشخاص گونا-گون، همچون، امیران، علما، مشایخ، دوستان، خویشاوندان و گاه در سفارش افراد یا مریدان نگاشته است. شیوة نوشتاری این نامه ها، گه – گاه متکلف است. در بعضی جاهای این نامه ها موضوعات عرفانی و اخلاقی برجستگی دارند و برخی از آنها توضیح و شرح بعضی از مطالب مثنوی است. در لابلای این نامه ها ، آیات ، احادیث و اشعاری به زبانهای عربی، فارسی ـ دری نیز گنجانیده شده است که به جذابیت و لطافت این نامه ها افزوده است. از مطالعه و بررسی این نامه ها، بیش و کم محیط دوستانه و صمیمی حوزه و دوران زنده گی مولانا ورای آنچه از مبالغات مناقب نویسان حاصل تواند شد، به دست می آید. این نامه ها اطلاعات دقیق و دست اول از زنده گی مولانارا در اختیار خواننده قرار میدهد و مطالعة آنها برای شناخت دقیق و ژرف زندهگی و اندیشه ی مولانا بسیار ارزشمند و سودمند است. برخی از این نامه ها، در کتاب «مناقب العارفین» نیز آمده است. (6:ص ص، 980-981) ب: آثار منظوم مولانا، دقیقاً از سی و هشت سالگی، به سرودن شعر آغاز کرد . بناً با جسارت میتوان گفت که مولانا نابغه بوده است. یعنی کسی که قبلاً شاعر نبوده، شعر سروده است و شگفت انگیز تر اینکه مولانا ، در مکتب شعر و شاعری مشق نکرده و تلمذ ننموده است ، فراوان شعر سروده و همه اش هم زیبا اند . اگر مولانا را با چهره های برجسته و طراز اول ادبیات فارسی ــ دری ، مثل : فردوسی، سعدی ،انوری، حافظ و ... مقایسه کنیم حجم اشعاری که از مولانا باقی مانده از همه بیشتر است. حد اکثر ابیات (شاهنامه ی) فردوسی در حدود پنجاه و دو هزار است، لیکن مجموع اشعار مولانا بالغ برهفتاد هزار بیت است. اگر نگاهی دقیق به تعداد غزلیات مولانا در دیوان شمس بیندازیم، می بینیم که تنها در حرف (ی) هشت صد غزل در این دیوان وجود دارد که تقریباً معادل غزلیات سعدی و دو چند غزلیات حافظ است. مولانا، شاعر شور انگیز و آتشین طبع در پنجاه و پنج بحر مختلف شعر سروده که در زبان دری – فارسی هیچیک از شعرا از عهدة انجام چنین کاری برنیامده اند. محمد اشرف شریفی
|